2-1-4-غم فنای جهان و گذران عمر
3-1-4-یاد مرگ
4-1-4-غم غربت و اسیری
2-4- نوستالژی اجتماعی
1-2-4- غم و رنج تهیدستی و فقر توده های محروم (=مردم اندیشی)
2-2-4-غم و درد یتیمی
3-2-4-غم تبعیض طبقاتی
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها
1-5- نتیجه گیری
2-5- پیشنهادها
منابع و مآخذ
چکیده
این پژوهش با عنوان ” نوستالژی (غم غربت) در اشعار پروین اتصامی به بررسی ، تبیین و تحلیل انواع اشکال نوستالژی در اشعار پروین می پردازد. نگارنده در آغاز مختصری در باب زندگی و سبک شاعری پروین و اقتضائات زمان او ارائه داده و سپس به تبیین نوستالژی و ریشه ها و انواع آن از منظر منتقدان و محققان غربی پرداخته است که عناوین آن شامل ریشه شناسی نوستالژی -تعاریف نوستالژی – نوستالژی و ادبیات – نوستالژی در مکتب ادبی رمانتیک – نوستالژی و خاطره با زیر بخش های “خاطره ی فردی” ، “خاطره ی جمعی” ، “خاطره ی جمعی شاعر” و نوستالژی دوری از وطن(غم غربت) می باشد و در آخر نوستالژی در اشعار پروین اعتصامی از دو جنبه فردی و اجتماعی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. که جنبه های فردی نوستالژیک شامل مباحثی چون : غم ستمگری فلک – غم فنای جهان و گذران عمر -یاد مرگ – غم غربت و اسیری و جنبه های اجتماعی نوستالژیک عبارت اند از : غم و رنج تهیدستی و فقر توده های محروم (=مردم اندیشی) – غم و درد یتیمی -غم تبعیض طبقاتی با این حال اگر نوستالژی را در معنی دقیق و تحت اللفظی آن در نظر بگیریم دایره سروده های پروین بسیار اندک است.
کلیدواژه ها : پروین ، اشعار ، نوستالژی فردی ، نوستالژی اجتماعی.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
نوستالژی یک اصطلاح روانشناسی است که وارد ادبیات شده است و به طور کلی رفتاری است ناخودآگاه ، که در شاعر یا نویسنده بروز کرده و متجلی می شود. ناخودآگاه جمعی در روانشناسی یونگ عبارت است از : تجربه های اجداد ما در طی میلیون ها سال که بسیاری از آن ها ناگفته باقی مانده است و یا انعکاس رویدادهای جهان ماقبل تاریخ که گذشت هر قرن تنها مقدار بسیار کمی به آن می افزاید.( راس ، 1375 : 98)
ناخودآگاه جمعی بین تمام انسان ها مشترک است و صورت های ازلی را در خود ذخیره می کند. بنابراین از عوامل ایجاد نوستالژی در فرد می توان به موارد زیر اشاره کرد :
-از دست دادن اعضای خانواده یا عزیزی که باعث گریستن و مرثیه خواندن می شود.( این عامل خود یکی از عوامل احساس غربت است)
– حبس و تبعید : از مهم ترین شکل نوستالژی است که شاعر و نویسنده به خاطر افکار و اندیشه های شخصی و اجتماعی تن به زندان و یا تبعید از وطن می دهد.
حسرت بر گذشته که عامل گله و شکایت از اوضاع زمان می گردد. این مسأله ناشی از آن است که شاعر در دوره ی پیشین در شادکامی می زیسته است.
-مهاجرت : مهاجرت نیز عامل اصلی ادبیات نوستالژیک است ، بویژه نسل های بعدی که عموما در غربت به دنیا می آیند ، همواره یاد وطن را از خانواده به ارث می برند.
-یادآوری خاطرات دوران کودکی و جوانی و …
-غم و درد پیری و اندیشیدن به مرگ
و سایر مواردی که جنبه ی روحی و روانی دارد.
نوستالژی به دو نوع فردی و اجتماعی تقسیم می شود. نوستالژی فردی به لحاظ زمانی به نوستالژی فردی آنی و نوستالژی فردی مستمر تقسیم می شود. در نوستالژی فردی آنی ، نویسنده یا شاعر لحظه یا لحظاتی از گذشته را در اثر خود منعکس می کند. اما در نوستالژی فردی مستمر ، شاعر یا نویسنده ، در سراسر اثر خویش تمام و کمال به گذشته خود می پردازد.
1-2- بیان مسأله
نوستالژی (غم غربت) در اشعار پروین اعتصامی به اشکال متعددی ظاهر شده اند که از آن جمله غم فراق ، دوری از معشوق و تبعات ناشی از این غم می باشد. در این جا شاعر خود را در مقام قیاس با پهلوانان شاه نامه (سهراب در حال مرگ) ، بلبل در قفس که در ادبیات عرفانی نماد عشاق است و پروانه که نماد سالک مشتاق است قرار می دهد.(غزل 1) همچنین آثار و فرعیات این غمِ فراق که عبارت از پیوستن انسان به نیستان معنا و ملکوت اعلی می باشد از دیگر اشکال نوستالژی در شعر پروین بشمار می آید. پروین این پیوستن را نتیجه ی بریدن از این جهان و پاک نگه داشتن جان می داند.(قصیده 3) غم ناشی از مصائب و مشکلات شخصی و زندگانی شاعر یکی دیگر از اشکال نوستالژی بشمار می آید آن جا که پروین به کشت امید خود شرر می افکند، به پای نهالی که باری نمی دهد از آب و گل جفا می برد و از سنگین دلان و ناکسان طلب لطف و یاری می نماید.(غزل 10) غم و درد و آلام همنوعان فقیر و بی نوای شاعر از دیگر اشکال نوستالژی است. همنوعانی که در دایره ی ظلم و ستم اغنیا گرفتار آمده اند و آرزوی رهایی دارند.(قطعه ی 7)
1-3- اهداف تحقیق
1-تبیین نوستالژی در اشعار پروین اعتصامی
2- تبیین انواع نوستالژی در اشعار پروین اعتصامی
3- تبیین ارتباط یا عدم ارتباط انواع نوستالژی در اشعار پروین اعتصامی با مقوله های اجتماعی ، سیاسی ،فرهنگی و همچنین زندگانی شخصی پروین.
1-4- فرضیه های تحقیق
1-شعر پروین در حوزه ی نوستالژیک به لحاظ کیفی غنی تر از کمّی است.
2-بعض اشعار نوستالژیک پروین ارتباط تنگاتنگی با مقوله ی سیاست و ستم طبقه ی حاکمه دارد و تحت تأثیر همین مقوله ی مذکور سروده شده است.
1-5-سؤال تحقیق
آیا پروین اعتصامی در اشکال و انواع متعدد نوستالژی شعر سروده است؟
1-6-روش تحقیق
در این تحقیق با توجه به فرضیهی ذکر شده از روش توصیفی کتابخانه ای استفاده شده است. بدین صورت که پس از تهیهی طرح تحقیق، کار مطالعه آغاز شده و در ادامه، اطلاعات لازم به صورت فیش جمع آوری و موضوعات دسته بندی شده اند، سپس اطلاعات جمع آوری شده در فصل ها با زیر شاخه های مربوطه ، به نگارش در آمده و طبقه بندی شده ، سپس اطلاعات جمع آوری شده در فصل ها با زیر شاخه های مربوطه، به نگارش در آمده و طبقه بندی شده و یادداشت ها همگی همراه با سند و مأخذ در کنار هم قرار گرفته و نتایج ذکر گردیده است.
فصل دوم
زندگی ، سبک و زمانه پروین
1-2- زندگی نامه پروین اعتصامی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

یکی دیگر از بدیع ترین و دلاویزترین شکوفه های ادب فارسی و یکی از منادیان محبت و مردمی و تقوی در عصر حاضر” پروین اعتصامی است.به روز بیست و پنجم اسفندماه 1285 در تبریز به دنیا آمد و قسمت اعظم عمر کوتاه خود را در تهران گذراند. او در میان خانواده ی فضل و کمال و در دامان پدر دانشمندش میرزا یوسف خان آشتیانی ملقب به اعتصام الملک ، دارنده و نویسنده ی مجله ی ادبی بهار و مترجم آثار فراوان از فرانسه و عربی ، پرورش یافت.( آرین پور، 1372 ،ج2،ص 112)
پروین ادبیات فارسی و عربی را نزد پدر آموخت و از همان ابتدای طفولیت به سرودن شعر آغاز کرد ، و مراقبت پدر شعرشناس و دانشمندش در پرورش قریحه ی تابناک وی مؤثر افتاد. تحصیلات خود را در کالج آمریکایی به پایان رسانید ؛ و در سال 1303 هجری شمسی ، که هجده مرحله از سنین عمرش گذشته بود ، فارغ التحصیل شد. وی احساسات خود را از این حیث در قطعه ای به نام نهال آرزو چنین بیان می کند :
پستی نســوان ایران جـمله از بی دانشیست مـرد یا زن ، برتری و رتبت از دانســتن است
زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست شاهــراه سعی و اقلیـم سـعادت روشن است
به که هر دختر بداند قدر علــم آمــوختن تا نگوید کس پسر هشیار و دختر کودن است
(اعتصامی، 1384 : 263)
پروین پس از فراغت از تحصیل چندی در دفتر همان مدرسه ی آمریکایی به کار پرداخت ، تا روز نوزدهم تیرماه 1313 شمسی با پسر عموی خود ازدواج کرد. اما این ازدواج سعادتی در بر نداشت و پس از اندک زمانی به علت اختلاف سلیقه ی زن و شوهر کار به افتراق کشید. از این پیشامد انعکاسی در اشعار او نمی توان یافت ، مگر در یک قطعه ی کوچک بی عنوان که در اشعار او دیده می شود :
ای گل ، تو ز جمعیت گلزار چه دیدی جز سرزنش و بدسری خار چه دیـدی
ای لعل دل افروز ، تو با این همه پرتو جز مشتری سـفله به بازار چـه دیدی
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیـدی
(اعتصامی، 1384 : 156)
پروین از کودکی گوشه گیر و مردم گریز بود ، کمتر سخن می گفت و بیشتر می اندیشید. در جریانات اجتماعی مربوط به بانوان و در جنبش آزادی و حقوق زن عملاً مداخله نکرد و این کناره گیری در اشعارش نیز منعکس است.با این همه ، هنگامی که شرایط برای دخالت فعال زنان در امور اجتماعی مساعد شد ، پروین در قصیده ای به نام زن در ایران چنین سرود :
زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود پیـشه اش جز تیره روزی و پـریشانی نبــود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت زن چه بود آن روزها گر زان که زندانی نبـود
کس چو زن اندر سیاهی قرن ها منزل نکـرد کــس چو زن در معبـد سالوس قربانی نبود
(همان : 235)
بعضی از اشعار پروین در مجله ی بهار ، که دارنده ی آن پدرش بود ، منتشر می شد ؛ و دیوانش ، که حاوی متجاوز از پنج هزار بیت شعر است ، نخستین بار با مقدمه ای به قلم ملک الشعرای بهار در سال 1314 هجری شمسی به چاپ رسید. شش سال بعد ، به روز سوم فروردین 1320 هجری شمسی ، پروین ، گلی که از جمعیت گلزار جز سرزنش خار ندیده بود ، در بستر بیماری خفت و نیمه شب روز شنبه 16 فروردین ، در 34 یا 35 سالگی بدرود حیات گفت و این قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقش بست :
این که خاک سیهش بالیــن اسـت اخــتر چــرخ ادب پرویـن اسـت
گرچه جز تلــخی از ایــام نـدیـد هر چه خواهی سخنش شیرین اسـت
صاحب آن همــه گفتــار امــروز ســائل فــاتحــه و یاسـین اسـت
دوستان به که ز وی یــاد کنـنــد دل بی دوســت دلی غمگین اسـت
خاک در دیده بسی جانفرســاست سنـگ بر سینـه بسی سنگین اسـت
بیند ایـن بســتر و عبـرت گیــرد هـر که را چشم حقیقت بین اسـت
هر که باشی و ز هـر جـا برســی آخــرین مــنزل هستی این اسـت
آدمــی گرچــه تــوانگــر باشد چون بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آن جــا کــه قضا حمله کند چــاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشــتن و پنــهان کــردن دهــر را رسم و ره دیـرین اسـت
خرم آن کس که در این محنت گاه خـاطری را سـبب تسکـین اسـت
(اعتصامی، 1384 : 83 )
2-2- سبک شاعری پروین اعتصامی
پروین سه گونه شعر دارد : قصاید کوتاه و بلند ، قطعات و مثنوی ها . شاهکارهای پروین را در میان قطعات او باید جستجو کرد. افکار بلند ، بیانات فصیح و باریک بینی های شاعر در قطعات اوست. پس از قطعات ، مثنوی های پروین با تسلط بیشتر سروده شده است و بعد آن قصاید شاعر جای می گیرد. پروین در قصیده های خود کوشیده است که از ناصرخسرو تقلید کند و در این تقلید چنان موفق شده است که مرحوم قزوینی می نویسد که به هیچ وجه از قصاید ناصرخسرو پایین تر نیست. در مثنوی گاهی از فریدالدین عطار و گاه از جلال الدین رومی پیروی کرده است. در قطعات به انوری و سنایی نظر داشته است. در برخی ابیات زبان سعدی و حافظ را به یاد خواننده می آورد. بیشتر قطعات او به شیوه ی سؤال و جواب یا “مناظره” به شاعران آذربایجان و عراق اختصاص داشته است.
دیوان پروین ترکیبی است از دو سبک و شیوه ی لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل و آن دو یکی شیوه ی شعرای خراسان ، خاصه ناصرخسرو است و دیگر شیوه ی شعرای عراق و فارس ، مخصوصا سعدی و از حیث افکار و معانی نیز بین افکار و خیالات عرفا و حکماست و همه ی این شیوه ها با سبک و اسلوب مستقلی ترکیب یافته است. زمان پروین ، زمان بهت و حیرت و دلهره است. پروین جهل مردم را می بیند و راهی برای گمگشتگان وادی نادانی می جوید و دردهای مردم را در لفافه ی کلمات و قالب های دلنشین شعر می ریزد. او به طور قاطعانه و مطلق به قضا و قدر اعتقاد دارد. قلمرو شعری او به مکان و زمان و حوادث خاص محدود نیست. او ، به طور عام ، رنج و غم مردم محروم را ، در هر کجا و هر روزگاری که باشند ، می سراید.
شعر پروین در نهایت روانی و استحکام است و هنر وی در آن است که از زبان همه چیز سخن می گوید : دام و دانه ، مور و مار ، خاک و باد ، مرغ و ماهی ، صیاد و مرغ ، و … و خواننده را در عالم هزار و یکشب سیر می دهد. به ندرت می خنداند. دائماً در فکر است. بیشتر نگران وظایف مادری است. وقتی که از این اندیشه ها خسته می شود ، به یاد لطف خدا می افتد و خواننده را با حقایق و افکار بلندتری آشنا می سازد.مضامین او ، گاهی و بلکه بیشتر از گاهی مضامین بکر یعنی خاص او نیست. پیش از او این مضامین را دیگران هم مکرّر گفته اند. گاهی مضمونی را که از شاعری توانا گرفته به همان خوبی به زبان شعر درآورده است.
پروین مانند هر شاعر توانایی ایجاد ترکیبات خاص به خود را دارد که در اشعار دیگران دیده نمی شود . مثلاً ” ره پوی” را به معنی رهرو و ” بدسری” را که اصطلاح خاص درباره ی چهارپایانی است که به فرمان نمی روند ، به معنی سرکشی و نافرمانی به کار برده است. در قافیه پردازی هم گاه اشکالاتی دارد ؛ مثلاً دال و ذال را که در قدیم از هم جدا می کردند ، رعایت نکرده است. پروین بر اثر مطالعه ی آثار گذشته ی ایران به مسائل عرفانی هم توجه کرده است و گاه بر اثر مطالعه ی آثار خارجی به مفاهیم شعر اروپایی اشاره هایی داشته است خلاصه از شعرای معاصر او کمتر کسی توانسته است به اندازه ی او در دل ها نفوذ کند و به قدر او مورد قبول عامه قرار گیرد.
3-2- زمانه ی پروین و اقتضائات آن
پروین در یک دوران تاریخی بسیار مهم و حساس ایران به دنیا آمد و زندگی کرد و از دنیا رفت. او در اسفندماه 1285 شمسی ، حدود هفت ماه پس از اعلام فرمان مشروطیت ، در تبریز چشم به جهان گشود. (درودیان ، 1377 : 13) دوران جوانیش مصادف با تغییر رژیم از قاجار به پهلوی و همراه با حوادثی است که برآیند مستقیم تغییر حاکمیت سیاسی در ایران بود.( اعتصامی ، 1373 : 10مقدمه ) و در فروردین 1320 هجری شمسی حدود پنج ماه پیش از سقوط رضاشاه و در حالی که جنگ جهانی آغاز و ایران به دست متفقین اشغال شده بود ، در تهران از دنیا چشم بربست.
زمانه ی پروین زمانه ی خون و آتش و فریاد بود دورانی که جلاد باغ شاه در رأس حوزه ی عدل و عدالت گستری قرار گرفته ، دشمنان مشروطه بر رأس امور جای گرفته و استبداد و اختناق و بدبختی بر کشور سایه گسترده بود.(دهباشی ، 1370 : 17-8) دوره ای که دهان فرخی شاعر را به دلیل اعتراض به استبداد حاکم ، دوخته و او را در زندان می کشند ، و “عشقی” شاعر انقلابی را به جهت افشای ماهیت و فریبکاری های آن به قتل می رسانند و ” سید حسن مدرس” را به شهادت می رسانند.
حال باید دید در چنین دوره ی دهشتناک و خفقان زده و در کشوری که غرور و شکوه آن پامال مشتی خودفروخته و دست نشانده ی اجانب شده و هزاران بدبختی به بارآورده اند ، شاعری جوان و پر احساس و مردم دوست از جنس زن ، درباره ی احساسات و باورها و آمال خود چه می تواند بگوید و چگونه بگوید و اقتضائات زمان ، او را به چه روش و مسیری سوق می دهد ؟ یقین داریم که پروین از روزگار خود تأثیر پذیرفته و از اوضاع اسفناک کشور و رنج ها و دردهای مردم خود سخن ها دارد ؛ اما شرایط تیره ی زمان اجازه ی پرده برداری از حقایق را از او سلب کرده است. این جاست که او زبان نمادین حیوانات ، پرندگان ، نباتات و جمادات را به جای زبان آدمیان بر می گزیند و جایی هم که از زبان آدمیان بهره می گیرد برای این که مبادا به حاکمیت بر بخورد باید اشخاصی باشند برگرفته از اعماق تاریخ گذشته و یا افراد نامعلوم و بی نام و نشان.
با آشنایی اجمالی از روحیات و اندیشه های پروین پیشاپیش می توان گفت که درونمایه های شعری ، شاعری رسالت مدار ، پاک اعتقاد و موحدی چون پروین اعتصامی در چنین دوره ای طبیعتا باید بیشتر مربوط باشد به : اظهار تنفر از ظلم و تبعیض و بی عدالتی های موجود ، تصویر فقر و بدبختی محرومان ، بیان درد و رنج یتیمان و فقیران ، دعوت به اخلاق و انسانیت و عدالت و مراعات حقوق مردم ، دلسوزی برای طبقات پایین جامعه و همدردی با آنان و امثال این ها ، البته پروین در کنار موضوعات متنوعی که مطرح می کند دعوت به خردورزی ، سعی و تلاش ، کسب دانش و هنر و فضیلت و خدامحوری را در سرلوحه ی سخنان خود دارد. او کسی است که با وجود جو خاص زمان ، در افشای باطل ، حق پوشی را مجاز نمی شمرد :
حقیقت گوی شو پروین ، چه ترسی نشاید بهر باطل ، حق نهفتن

فصل سوم :
نوستالژی و ریشه های آن
1-3- ریشه شناسی نوستالژی
نوستالژی1 واژه ای فرانسوی است. برگرفته از دو سازه ی یونانی(nostos) به معنی بازگشت و (algos) به معنی درد و رنج. این واژه در فرهنگ ها این گونه معنی و تعریف شده است : اندوهگینی و گرفتگی روحی به علت دوری از سرزمین مادری و درد وطن. حزنی که به واسطه ی میل به دیدار دیار خود تولید می شود ، حسرت گذشته ، میل به بازگشت به خانه و کاشانه و احساس غربت. آرزوی چیزی که کسی از گذشته به یاد داشته است. دلتنگی به سبب دوری از وطن یا دلتنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان و شیرین.در زبان فارسی این واژه را غالبا به غم غربت و احساس غربت2 و حسرت گذشته ترجمه کرده اند.
2-3- تعاریف نوستالژی
نوستالژی یک احساس طبیعی و عمومی و حتّی غریزی در میان نژادها و به طور کلی تمامی انسان هاست.به لحاظ روانی زمانی این احساس تقویت می شود که فرد از گذشته ی خود فاصله می گیرد. از دیدگاه “آسیب شناسی روانی” نوستالژی به رؤیایی اطلاق می شود که از دوران گذشته ی پراقتدار نشأت بگیرد. گذشته ای که دیگر وجود ندارد و بازسازی آن ممکن نیست. وقتی افراد در دورانی از زندگی خود با موانعی روبرو می شوند یا سلامتشان به خطر می افتد یا به پیری می رسند اولین واکنش آن ها راهی برای گریز است. امّا در بسیاری از اوقات اگر در واقعیت عینی راهی برای گریز نیابند ، بازگشت به گذشته ای را آرزو می کنند که در آن زندگی باشکوهی داشته اند.
3-3- نوستالژی و ادبیات
نوستالژی از روانشناسی وارد ادبیات شده است. و در بررسی های ادبی به شیوه ای از نگارش اطلاق می شود که بر پایه ی آن شاعر یا نویسنده در سروده یا نوشته ی خویش ، گذشته ای را که در نظر دارد یا سرزمینی که به خاطر سپرده است ، با حسرت و درد ترسیم می کند و به قلم می کشد.
4-3- نوستالژی در مکتب ادبی رمانتیک
از اصول مکتب رمانتیک که می توان تفکرات نوستالژی را در آن دید ، اصل “گریز و سیاحت” است. آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی فضاها یا زمان های دیگر ، دعوت به سفر تاریخی یا جغرافیایی. سفر واقعی یا بر روی بال های خیال از مشخصات آثار رمانتیک هاست.(سیدحسینی ،1366 : 92) در این سیر و سفرهای جغرافیایی و تاریخی طایر فکر نویسنده و شاعر به سرزمین ها و نقاط دوردست پرواز می کند.در سفر تاریخی ، شاعر و نویسنده روح خود را به سوی قرون پر احساس و جلال و جبروت وسطی و رنسانس پرواز می دهد که از نظر فریدریش شلگل ” دوره ی پهلوانان و عشق و افسانه ی پریان و خالق پدیده ای به نام رمانتیسم بود.” (سه یر و لووی میشل، 1383 : 132) علاوه بر سفرهای جغرافیایی و تاریخی ، شاعر و نویسنده ی رمانتیک سفرهای واقعی نیز دارند و خاطرات این سفرها را در آثار خود منعکس می کنند. رمانتیک ها در سفرهای رؤیایی خود در آرزوی یافتن محیطی زیبا و مجلل و بالاخره آن زیبایی مطلوب هستند که هنرمند رمانتیک آرزوی نیل به آن را دارد. این نوستالژی برای “فردوس گمشده” اغلب با جستجو برای آن چه گم شده و از کف رفته است ، همراه است. ” از نظر لوکاچ1 عصر طلایی رمانتیک ها نه فقط به گذشته متعلق است ، بلکه هدف نیز هست و وظیفه ی هر فرد رسیدن به آن است.”( همان : 133)
یکی دیگر از مبانی نوستالژی در مکتب رمانتیک ، “نوستالژی دوری از بهشت و روح ازلی ” است. در این حالت شاعر احساس می کند که از اصل خود دور شده است و مانند یک تبعیدی در این “غربستان” زندگی می کند. شلگل شاعر معروف رمانتیک در تعریف این احساس می گوید : ” روح در زیر بید بنان گریان تبعید است. روح که جایگاه معنویت در انسان است به دور از خانه و کاشانه ی پدری واقعیش در این دنیا زندگی می کند.”(همان : 131) این دیدگاه همان طور که الیاده در کتاب ” اسطوره ، رؤیا و راز ” می گوید ، در میان عرفای جوامع مختلف وجود دارد. مولانا در میان عارفان اسلامی ، غربت روح را به زیبایی به تصویر کشیده است.مولانا وجود این عالم را مبتنی بر جهل و نادانی دانسته و تصریح می کند که ستون این عالم غفلت است. مراد از غفلت که در مقابل هوشیاری مطرح می شود ، سرمست شدن از لذایذ جسمانی و نفسانی است که موجب کوری عقل و سبب اسارت هر چه بیشتر روح می گردد. بنابراین پرنده ی روح آدمی که در قفس جسم و عالم جسمانی اسیر گشته است ، اگر در صدد خلاصی و نجات خویش برنیاید ، نشان جهل و غفلت اوست.
در حکایت وکیل صدر جهان که یکی از برجسته ترین حکایات مثنوی است ، ماجرای غربت و سرگردانی انسان به سبب جدایی او از اصل الاهی خویش به زیباترین شکل به تصویر کشیده شده است. وکیل ، کنایه از انسان یا روح انسانی است که روزگاری همنشین حضرت حق (صدر جهان) بوده است. ارتکاب گناه ، وی را از قرب و همجواری حق دور ساخته است. مدت ده سال دوری از شهر بخارا کنایه از آن است که انسان زمانی که دچار غفلت و بی خبری گشته و از فراق معشوق بی تاب گشته ، رو به بخارا می آورد و این ، کنایه از آن است که در صدد کسب معرفت بر می آید ؛ چرا که بخارا منبع و منشأ علم و معرفت است و معرفت تنها راه نجات انسان می باشد. اگر انسان دارای معرفت و آگاهی باشد ، بی تردید روح او دیگر تمایلی به عالم مادی نخواهد داشت و به وطن اصلی خود یعنی عالم نورانی برین متوجه می گردد. در ایران قبل از اسلام نیز مانویان معتقد بودند : ” روح ما ذره ای از روشنایی است که در کالبد تیره ی تن اسیر شده ، نی دورافتاده از اصل خویش است و باید به جایگاه اصلی خود بازگردد.” (دستغیب، 1373 : 221)
5-3- نوستالژی و خاطره
نوستالژی و خاطره ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. داشتن خاطره برای هر فرد طبیعی است. اما وقتی یادآوری خاطرات برای شخص به حدّی برسد که او را نسبت به واقعیت موجود بدبین کند ، شخص احساس نوستالژی و دلتنگی می کند. این همان حالت روانی است که خاطره شناسان آن را “تراکم خاطره”1 می نامند. طیف دیگر این حالت کمبود خاطره است که روان پزشکان آن را “فراموشی”2 می گویند. خاطره یادآوری گذشته است و عمدتاً مفهوم فردی و شخصی دارد. بر این اساس خاطره به دو نوع : خاطره ی فردی و خاطره ی جمعی تقسیم می شود.
1-5-3- خاطره ی فردی
ری (Ray) در مقاله ای با عنوان (خاطره ، فراموشی و نوستالژیا در خانواده درمانی ) حس دلتنگی را مهم ترین عامل تحولات و ارتباطات خانوادگی می داند.( p 82 ،1996 ،Ray)
خاطره و یاد کلیه ی حوادث گذشته که در زندگی ادبا پیش آمده ، به شکل بارز در آثار آن ها منعکس شده است. برخی از این پیشامدها به گونه ای است که شاعر تماماً در فضای آن زمان به سر می برد. برای کسی که در جوانی یا پس از آن ، از زندگی چندان لذتی نمی برد ، خاطره ی روزهای کودکی و بازی های آن لذت بخش است.
نیمایوشیج در یادداشتی با عنوان “روزهای بچگی” چنین می نویسد : “چه روزهای خوشی است ! هرگز فراموش نمی کنم روزهای بچگی را که به سرعت می گذشت. خیالات گوناگون از هر طرف مرا احاطه داشت و به تندی برق در من می گشتند. هر خیالی مرا به کار مخصوصی مایل می ساخت… خیالات بچگانه ، خیالات مقدسی است. شقاوت و خطاکاری در باطن آن ها راه ندارد.” ( طاهباز ، 1380 : 193)
فروغ نیز از لحظه های شاد و بی خیال کودکی ، با اشتیاق یاد کرده است. فروغ در شعر “آن روزها رفتند” از دوران نوجوانی و در آستانه ی جوانی با حسرت یاد می کند : اما در آخرین شعرش از جوانی هم در می گذرد و به هفت سالگی می رسد :
ای هفت سالگی/
ای لحظه های شگفت عزیمت/
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت./
بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن/
میان ما و پرنده/
میان ما و نسیم/شکست…/
( فرخ زاد ، 1378 : 14)
سهراب نیز ، از دوران کودکی به ” صفی از نور و عروسک” تعبیر می کند :
زندگی چیزی بود ، مثل یک بارش عید ، یک چنار پر سار/
زندگی در آن وقت صفی از نور و عروسک بود/
یک بغل آزادی بود./
( سپهری ، 1375 : 176-175)

عشق و زندگی عاشقانه و سفرهایی که به نوعی در زندگی فرد تأثیر گذاشته ، همه خاطرات فردی است که تکرار آن ها به خاطر نارضایتی از وضع موجود است.و منجر به ایجاد حس دلتنگی می گردد.
2-5-3-خاطره ی جمعی
“موریس هالبواکس “1 جامعه شناسی فرانسوی در کتابی با عنوان “خاطره ی جمعی” به گونه ای عمیق به مفهوم خاطره ی جمعی توجه می کند و جنبه های مختلف آن را بر می شمارد. وی این واقعیت را یادآور می شود که با وجود شخصی بودن خاطره ، آن را با دیگران تقسیم می کنیم. خاطره ای که به اشتراک گذاشته می شود ، مقامی اجتماعی می یابد. اگر من نوعی می توانم خاطراتم را بازگو کنم به این دلیل است که بازگو کردن یک عمل اجتماعی است.عملی اجتماعی که آناً خاطره ی یکی را به خاطره ی دیگری متصل می سازد و چیزی را سبب می شود که می توان آن را تبادل خاطره نامید.(شریفیان ، 1386 : 57 )
بنابراین عمل بازگو کردن ، اولین حلقه ی ارتباطی میان خاطره ی فردی و جمعی است. نشانه های دیگری نیز از خاطره به عنوان ” مایملک جمعی” وجود دارد. مثلا اکثر خاطرات ، خاطراتی شخصی نیستند، بخشی از این خاطرات را از دیگران شنیده ایم و یا در خانواده فراگرفته ایم. این خاطره ها به حکایت تاریخی جامعه ای تعلق دارند که فرد عضوی از آن است. از آن جا که تعداد زیادی از انسان ها در خاطره ی جمعی مشترکند ، حس همدردی بیشتری را ایجاد می کند.(همان)


پاسخ دهید