در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم
مروری بر مطالعات انجام شده

2- مروری بر مطالعات انجام شده:
تحقیقات در زمینه تخریب خاک جنگل از سالها پیش در رابطه با کوبیدگی آغاز شده و بنابه اهمیت موضوع تاکنون نیز ادامه دارد. لکن تحقیق در زمینه سایر جنبههای تخریب خاک و مورد نظر در تحقیق حاضر شامل فرسایش خاک، شیاری شدن و جابجایی محدود بوده و صرفا در سالهای اخیر به آن پرداخته شده است. در ذیل به اهم مطالعات انجام شده در رابطه با کوبیدگی طی سالهای اخیر و سایر جنبههای تخریب خاک به اختصار پرداخته میشود.

2-1 مطالعات انجام شده در داخل کشور
غفاریان (1382) در جنگل خیرود کنار مشاهده کرد که شدت کوبیدگی سم چهارپایان (با سطح اتکاء کم) بر خاک عرصه بسیار زیاد بوده و بازیابی و برگشت به حالت اولیه طولانی بود، در حالی که سطح اتکاء چرخها بسیار زیاد و کوبیدگی با فشار کمتر و به صورت سطحی اتفاق افتاده است.
لطفعلیان و همکاران( 1372) با بررسی اثر چوبکشی توسط اسکیدر چرخ لاستیکی تاف (655 E) روی دو نوع خاک با شیب ملایم (9%+ تا 14%-) در سری پاتم جنگل خیرود کنار نوشهر، بیان نمودند که با توجه به نوع ماشین, میزان بار, جهت چوبکشی, نوع خاک و شیب منطقه, دستورالعملهایی به منظور تعیین حداکثر تعداد حمل و نقل از روی خاک تهیه گردد. بر اساس نتایج این تحقیق, کوبیدگی خاک با وزن مخصوص ظاهری 27/1 گرم بر سانتیمتر مکعب, پس از تردد ششم به 43/1 و پس از تردد بیست و یکم به 55/1 گرم بر سانتیمتر مکعب افزایش یافته است.
نقدی (1383) با مطالعه روی کوبیدگی خاک در دو سیستم چوبکشی گرده بینه و تمام تنه در حوزه نکاء ظالمرود نتیجهگیری کرد که کوبیدگی خاک در تردد 18-20 اسکیدر با 95% افزایش وزن مخصوص ظاهری به حداکثر مقدار خود رسید.
جمشیدی (1384) به مطالعه اثرات چوبکشی زمینی روی خصوصیات فیزیکی خاک مسیرهای اسکیدررو و تولید جنگل در دو سری از جنگلهای حوزه طرح جنگلداری شرکت چوب و کاغذ مازنداران در حومه شهرستان ساری پرداخت. او به این نتیجه رسید که میانگین وزن مخصوص ظاهری خاک تحت ماشینآلات چوبکشی به طور معنیداری بیشتر از تیمار شاهد (خاک دست نخورده) بود, اما میانگین مقادیر مذکور برای مسیرهای مالرو از نظر آماری معنیدار نبود. در مسیرهای اسکیدر رو حداکثر افزایش وزن مخصوص ظاهری خاک در شش تردد ابتدایی اسکیدر اتفاق افتاد.
2-2 مطالعات انجام شده در خارج از کشور:
Arnett (1971) به مطالعه احیای21 خاکهای جنگل بعد از کوبیدگی بوسیله اسکیدر چرخ لاستیکی در امریکا پرداخت. او برای بررسی و اندازهگیری وزن مخصوص از سیلندرهایی با ابعاد 10 سانتیمتر طول و 6 سانتیمتر قطر استفاده نمود. او در بخشی از مطالعه خود به این نتیجه رسید که استفاده از اسکیدرهای چرخ لاستیکی و زنجیری در دو سیستم چوبکشی تمام تنه و تمام درخت سبب افزایش وزن مخصوص ظاهری خاک به ترتیب به میزان 5% و 11% شد.
Fish و همکاران (1981) اثرات فرسایشی مسیرهای چوبکشی را در تگزاس مطالعه نمودند. برای این مطالعه 26 ترانسکت فرسایش احداث و در فواصل زمانی 4، 5، 8 و 17 ماه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد 85% نقاط اندازه گیری شده دارای نشانههای فرسایش یا رسوب گذاری بودند.
Froehlich و همکاران (1981) طراحی سیستمهای چوبکشی را به منظور کاهش خسارات وارده به خاک ناشی از ماشینآلات چوبکشی را مطالعه نموده و به این نتیجه رسیدند که چوبکشی زمینی سبب کوبیدگی خاک به میزان 10 تا 80% شده که با کاهش حفرات خاک و باطبع کاهش تبادل هوا و نفوذ آب همراه بوده است.
Fullen (1985) به مطالعه کوبیدگی و فرسایش خاک روی خاکهای شنی-لومی در انگلستان پرداخت و به این نتیجه رسید که تراکتورها خاک را متراکم نموده و عامل فرسایش خاک بود. همچنین او مشاهده نمود که در اثر حرکت تراکتورها شیارهایی تا عمق 30 سانتیمتر در سطح خاک ایجاد میشود که عمق شیار به تعداد تردد و میزان بار تراکتور بستگی دارد. او برای اندازهگیری کوبیدگی از سیلندر و اندازهگیری عمق شیار از متر استفاده نمود.
Wasterlund (1985) به بررسی و اندازهگیری کوبیدگی خاک و مطالعه رویش با نراد نروژی در سوئد پرداخت و در بخشی از مطالعه خود به این نتیجه رسید که هر چه خاک دارای مواد ریزدانه تر بود راحتتر متراکم شده و در اثر آن رسوب بیشتری تولید کرد.
Braunack (1986) کوبیدگی، نفوذپذیری و شیار ایجاد شده در خاک در اثر تردد ماشینآلات چوبکشی در استرالیا را مطالعه و به این نتیجه رسید که در اثر تردد ماشینآلات، وزن مخصوص و مقاومت در مقابل نفوذپذیری افزایش و هدایت هیدرولیکی22 کاهش یافت. همچنین نتیجه گرفت که تردد ماشینآلات منجر به ایجاد شیار در خاک شد، که عمق شیار با افزایش تردد افزایش یافت.
Malmer و Grip (1990) تخریب و کاهش نفوذپذیری خاک در اثر چوبکشی دستی و مکانیزه در مالزی را مطالعه و در نهایت به این نتیجه رسیدند که نفوذپذیری در مناطق دست خورده و مسیرها کمتر و وزن مخصوص به دلیل کاهش تخلخل بیشتر از مناطق شاهد بوده است.
Aust و همکاران (1993) به مطالعه تغییرات فیزیکی و هیدرولوژیکی خاک در اثر چوبکشی پرداختند. آنها در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که استفاده از اسکیدرهای چرخ لاستیکی برای خارج کردن تنهها سبب افزایش وزن مخصوص ظاهری خاک میگردد. آنها اظهار نمودند که عرض تایر تأثیر معنیداری بر افزایش وزن مخصوص، مقاومت خاک و کاهش تخلخل داشته است.
Ayers (1994) اثرات زیست محیطی عملیات وسایل خزنده را در Colorado امریکا مطالعه نمود. او در این مطالعه وضعیت شیار را در سه حالت (حرکت مستقیم، چرخش ملایم و چرخش شدید) بررسی نموده و به این نتیجه رسید که عرض و عمق شیار در حالت چرخش شدید افزایش یافت. نتایج این مطالعه نشان داد که وسعت تخریب خاک در ارتباط با مشخصات عملیاتی وسیله بوده است.
Alban و همکاران (1994) عکسالعمل خاک و پوشش گیاهی را به کوبیدگی مطالعه نمودند. آنها برای بررسی وضعیت کوبیدگی خاک اقدام به نمونهگیری با سیلندر در سه عمق 0-10، 10-20 و 20-30 سانتیمتری نموده و برای مطالعه وضعیت مواد آلی با استفاده از پلاتهای 1 متر مربعی به جمعآوری لاشبرگ در مسیر چوبکشی و مناطق شاهد پرداختند. آنها نتیجه گرفتند که در اثر تردد وزن مخصوص ظاهری در هر سه عمق افزایش یافته، ولی بیشترین تغییرات در لایه 0-10سانتیمتری خاک اتفاق افتاد. علاوه بر این کاهش معنیداری در میزان تخلخل و مواد آلی مسیرهای چوبکشی مشاهده شد.
McNabb (1994) به بررسی مسیرهای چوبکشی و دپوهای کوبیده شده و شخم زنی آنها در جنگلهای بورآل در Alberta کانادا پرداخت. در این مطالعه او به اندازهگیری وزن مخصوص مسیرهای چوبکشی و مناطق کنترل قبل از شخمزنی با روش کلوخه پرداخت. او به این نتیجه رسید که در اثر چوبکشی، خاک تا عمق 30 سانتیمتری کوبیده شده و وزن مخصوص به طور معنیداری بیشتر از مناطق شاهد بوده است.
Rab (1994) تغییرات خواص فیزیکی خاک در اثر چوبکشی در استرالیا را مطالعه نمود. او برای مطالعه خواص فیزیکی خاک تنها در لایه 0-10 سانتیمتری خاک نمونهگیری نموده و به این نتیجه رسید که چوبکشی سبب افزایش وزن مخصوص و کاهش ظرفیت مواد آلی، مجموع تخلخل و تخلخلهای بزرگ خاک در 72% سطح بهرهبرداری شد.
Alakukku (1996) کوبیدگی خاک ناشی از تردد ماشینها در فنلاند را مطالعه نمود و در مطالعه خود به این نتیحه رسید که 1 تا 4 تردد سبب کوبیده شدن خاکهای رسی و آلی تا عمق 40-50 سانتیمتری شد، همچنین در خاکهای رسی تا عمق 50 سانتیمتر و در خاکهای آلی تا عمق 20-25 سانتیمتری حفرات بزرگ را کاهش داد. نتایج تحقیق وی نشان داد که مواد آلی مانع نفوذ اثرات تردد ماشینآلات به عمقهای بیشتر شده است.
Rab (1996) خواص فیزیکی و هیدرولوژیکی خاک پس از بهرهبرداری در جنگلهای اکالیپتوس در استرالیا را مطالعه نمود. نتایج نشان داد که بهرهبرداری و چوبکشی سبب تخریب خاک و متراکم نمودن آن شده است. همچنین تخریب خاک سبب تغییر معنیداری در میزان مواد آلی، وزن مخصوص، تخلخل تهویهای23 و هدایت اشباع هیدرولیکی گردید. کاهش تخلخل و هدایت هیدرولیکی سبب کاهش نفوذپذیری و افزایش رواناب نیز شد.
Woodward (1996) اثرات کوبیدگی و جابجایی لایه سطحی خاک روی رشد نهالها در اکوادر را مطالعه و در نهایت به این نتیجه رسید که تردد بولدوزر سبب افزایش وزن مخصوص ظاهری و جابجایی لایه سطحی خاک شد. او همچنین اعلام کرد که این دو عامل سبب کاهش تخلخل خاک و آب قابل دسترس گیاهان شده است.
Croke و همکاران (1999) به مطالعه تولید رواناب در جنگلهای تحت بهرهبرداری اکالیپتوس در جنوب شرق استرالیا پرداختند. آنها برای مطالعه رواناب از کرتهایی به ابعاد 5×15 متر و برای اندازهگیری وزن مخصوص از سیلندر استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که تردد اسکیدرها منجر به کوبیدگی خاک شده و وزن مخصوص خاک را افزایش داد. آنها همچنین مشاهده نمودند که تولید رواناب در مسیرهای چوبکشی به دلیل کاهش نفوذپذیری بیشتر از مناطق شاهد بوده است،
Gysi و همکاران (1999) اثر یک تردد با بار زیاد چرخ روی ساختار خاکهای شنی-لومی در سوئد را بررسی نمودند. آنها برای این منظور از پنترومتر24 استفاده نموده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که در اثر یک تردد وزن مخصوص، حفرات بزرگ25، مقاومت به نفوذ و نفوذپذیری هوا دچار تغییر شدند. آنها همچنین نتیجه گرفتند که دو فاکتور بار چرخ و ظرفیت رطوبتی خاک در این تغییرات به خصوص وزن مخصوص بیشترین تاثیر را داشته است.
Ballard (2000) اثرات فعالیتهای مدیریتی جنگل روی خاک جنگل در شمال Vancover کانادا را مطالعه نمود. او در بررسی خود به این نتیجه رسید که چوبکشی زمینی سبب متراکم نمودن، تغیییر ساختار، کاهش تهویه و زهکشی26 خاک شد. همچنین نتیجه گرفت که کوبیدگی ایجاد شده در اثر تردد ماشینهای بهرهبرداری به دلیل افزایش وزن مخصوص و کاهش تخلخل سبب افزایش میزان رواناب در مقایسه با مناطق کنترل شد.
Carter و همکاران (2000) به بررسی ترددهای حاصل از بهرهبرداری و عکسالعمل فیزیکی خاک در Alabama امریکا پرداختند. آنها اقدام به نمونهگیری از خاک در لایه 0-10 سانتیمتری نموده و به این نتیجه رسیدند که در اثر تردد وزن مخصوص افزایش یافته اما نمونههایی که بلافاصله بعد از بهرهبرداری برداشت شدند در مقایسه با نمونههایی که یک سال بعد از بهرهبرداری برداشت شده عکسالعمل کمتری به تردد نشان دادند. آنها اظهار داشتند که این امر احتمالاً ناشی از اختلاف ظرفیت رطوبتی خاک در حین نمونهبرداری بوده است.
Grigal (2000) به مطالعه اثرات مدیریت شدید جنگل روی حاصلخیزی خاک در Minnesota امریکا پرداخت. فعالیتهای مدیریتی سبب ایجاد تغییر در خواص فیزیکی خاک و کاهش حاصلخیزی در نتیجه فرسایش سطحی، رواناب، کوبیدگی و شیاری شدن خاک گردید.
Lacey و Ryan (2000) اثرات فعالیتهای مدیریتی روی خواص فیزیکی خاک در استرالیا را مطالعه نمودند. آنها برای بررسی وضعیت کوبیدگی خاک از سیلندرهایی به ابعاد 4 سانتیمتر طول و 6/5 سانتیمتر قطر استفاده نمودند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که در اثر بهرهبرداری حدود 80% منطقه دچار کوبیدگی با شدت کم تا متوسط شده است.
Quesnel و Curran (2000) اثر بهرهبرداری پناهی بر کوبیدگی و تخریب خاک در کانادا را بررسی نمودند. آنها در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که بهرهبرداری سبب افزایش وزن مخصوص خاک و کاهش مجموع تخلخل خاک شد. انها همچنین نتیجه گرفتند که سیستمهای چوبکشی سبب تخریب 40-45% عرصه شدند.
Startsev و McNabb (2000) اثرات تردد اسکیدر روی نگهداشت آب و اندازه حفرات خاک در Alberta کانادا در سه تردد 3، 7 و 14 را مطالعه نموده و به این نتیجه رسیدند که در اثر تردد خاک متراکم شده که این امر سبب کاهش اندازه حفرات و ظرفیت نگهداشت آب شده است. آنها همچنین بیان نمودند که میزان تغییرات در خاکهای خشک کمتر از خاکهای مرطوب بود.
Arikian (2001) به بررسی اثرات تخریب خاک و تاج پوشش درختان باقیمانده بر زادآوری تودههای بهرهبرداری شده صنوبر شمالی در Minnesota امریکا پرداخت. او برای بررسی تخریب خاک به مطالعه روند تغییرات کوبیدگی با استفاده از پنترومتر پرداخت و به این نتیجه رسید که سطوح کوبیدگی روی مسیرهای چوبکشی در عرصههایی که در تابستان بهرهبرداری شدند در مقایسه با عرصههایی که در زمستان بهرهبرداری شدند به طور معنیداری بیشتر بود.
Arvidsson و همکاران (2001) کوبیدگی خاک کشاورزی در اثر تردد سنگین ماشینآلات در سوئد را اندازهگیری نمودند. آنها نتیجه گرفتند که تردد سنگین سبب جابجایی خاک تا عمق 70 سانتیمتری در خاکهای شنی رسی لومی در شرایط خیس و 50 سانتیمتر در شرایط خشک شد.
MacDonald و همکاران (2001) به مطالعه رواناب و فرسایش جاده در ایسلند پرداختند. آنها برای این مطالعه 4 پلات در سطح جاده شنریزی نشده، 2 پلات روی شیروانی خاکبرداری و 3 پلات در منطقه شاهد با مساحتی بین 90-700 مترمربع نصب کرده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که میزان تولید رسوب در پلاتهای سطح جاده تابع میزان و شدت بارندگی و همچنین میزان رواناب تولید شده بود.
Rapp و همکاران (2001) اثر چوبکشی روی پوشش گیاهی و سطح آب زیرزمینی در امریکا را بررسی کردند و در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که میزان تولید رسوب در مناطق بهرهبرداری شده بیشتر از مناطق کنترل بوده و در مناطق چوبکشی شده، اسکیدر شیارهای عمیق در خاک ایجاد نموده که سبب فرسایش خاک شد.
Stone (2002) تخریب خاک و تجدید حیات صنوبر روی خاکهای رسی را مطالعه نمود. بررسی تخریب خاک و تجدید حیات با استفاده از ترانسکت صورت گرفت و در نهایت به این نتیجه رسید که استفاده از ماشینهای بزرگ سبب تخریب شدید 38-82% عرصه شده است.
Carter و Shaw (2002) به مطالعه تغییرپذیری خواص فیزیکی خاک در جنگلهای بهرهبرداری شده پرداختند. در این تحقیق برای اندازهگیری میزان کوبیدگی خاک از سیلندرهایی به ابعاد 20 سانتیمتر طول و 5 سانتیمتر قطر استفاده شد و در نهایت به این نتیجه رسیدند که بعد از بهرهبرداری وزن مخصوص در لایه 0-20 سانتیمتر افزایش یافته و تابع الگوی ترافیک، تعداد تردد، خواص ذاتی خاک و ظرفیت رطوبتی بوده و نفوذپذیری خاک را کاهش داده است.
MacDonagh و همکاران (2002) به مطالعه کوبیدگی خاکهای جنگل و ارتباط آن با شدت ترافیک پرداختند. آنها در این مطالعه در سه رده تردد 1 تا 6، 7-12 و بیشتر از13 اقدام به نمونهگیری در عمقهای 0-5، 5-20 و 20-35 سانتیمتر نمودند و به این نتیجه رسیدند که با افزایش عمق نمونهگیری اختلافات مشاهده شده بین وزن مخصوص در ترددهای مختلف کمتر شد.
Fern?ndez و همکاران (2002) به مطالعه همبستگی بین کوبیدگی خاک در اثر ترددهای متفاوت ماشینآلات چوبکشی و رشد نهالهای 8 ساله کاج در Misiones آرژانتین پرداختند. برای اندازهگیری کوبیدگی از روش نمونهگیری با سیلندر استفاده شد. آنها در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که در ترددهای متفاوت ماشینآلات جنگل وزن مخصوص خاک به طور معنیداری بیشتر از مناطق شاهد بوده است.
Gomez و همکاران (2002) به مطالعه اثرات کوبیدگی خاک بر رشد نهالهای کاج پس از برداشته شدن لاشبرگ در کالیفرنیا پرداخته و به این نتیجه رسیدند که بیشترین میزان افزایش وزن مخصوص در اثر چوبکشی در خاکهای لومی (30%) و کمترین میزان آن در خاکهای شنی لومی (23%) بود. همچنین نتیجه گرفتند که مجموع تخلخل در لایه 45 سانتیمتری بالای خاک به طور معنیداری کاهش یافته و میزان این کاهش در خاکهای رسی 20% و کمترین آن در خاکهای لومی 9% بوده است. آنها برای نمونهگیری خاک از سیلندرهایی به ابعاد 5 سانتیمتر طول و 8/5 سانتیمتر قطر استفاده نمودند.
Miller و Anderson (2002) به مطالعه کوبیدگی خاک و اثرات آن پرداخته و به این نتیجه رسیدند که مسیرهای چوبکشی 6-57% سطح عرصه بهرهبرداری شده را به خود اختصاص داده که مجموع سطوح با کوبیدگی شدید دامنهایی از 0 تا 44% داشته است. همچنین بیان نمودند که تراکم پذیری بالا در ارتباط با بافت خاک ریزدانه است.
Shaw و Carter (2002) اثرات بهرهبرداری چوب روی خواص خاک در Alabama امریکا را بررسی نمودند. آنها برای مطالعه روند تغییرات فیزیکی خاک از پنترومتر استفاده کرده و به این نتیجه رسیدند که بهرهبرداری سبب افزایش وزن مخصوص تا عمق 40 سانتیمتری و افزایش مقاومت خاک به میزان 25% شد.
Tepp (2002) به ارزیابی تخریب خاک در عرصههای تنک شده در واشنگتن پرداخته و به این نتیجه رسید که مسیرهای چوبکشی بیش از 25% سطح عرصه را به خود اختصاص داد. همچنین نتیجه گرفت که استفاده از تجهیزات بهرهبرداری سبب تخریب خاک شده و خاک در اثر تردد و متناسب با تعداد تردد متراکم گردید.
Hartanto و همکاران (2003) فاکتورهای تأثیرگذار بر رواناب و فرسایش در Kalimontan اندونزی را بررسی نمودند. آنها برای اندازهگیری میزان فرسایش و رسوب تولید شده اقدام به ایجاد پلاتهایی با ابعاد 2*15 متر روی مسیرهای چوبکشی و پلاتهایی با ابعاد 2*10 متر در مناطق شاهد نمودند. آنها در بخشی از مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که در مسیرهای چوبکشی در ترددهای مختلف میزان فرسایش ایجاد شده و وزن مخصوص خاک بیشتر از مناطق مجاور بود. آنها همچنین بیان نمودند که میزان فرسایش و رواناب تولیدی دارای همبستگی مثبت با وزن مخصوص و همبستگی منفی با لاشبرگ و تراکم نهال بوده است.
Landsberg و همکاران (2003) به مطالعه وزن مخصوص خاک و مقاومت خاک به نفوذ در اثر تنک کردن تجاری جنگل در واشنگتن پرداختند. آنها برای اندازهگیری مقاومت از پنترومتر و وزن مخصوص از سیلندرهایی با ابعاد 3 سانتیمتر طول و 4/5 سانتیمتر قطر استفاده نمودند. آنها به این نتیجه رسیدند که مسیرهای چوبکشی 6-57% سطح عرصه را به خود اختصاص داده و وزن مخصوص در مناطق دست خورده بیشتر است. آنها همچنین نتیجه گرفتند که شدت کوبیدگی در مناطق شیب دار در مقایسه با مناطق مسطح به دلیل وجود خاک ماسهای کمتر بود.
Nugent و همکاران (2003) تخریب خاک ناشی از تردد ماشینآلات چوبکشی در عرصههای جنگلی حساس ایرلند را مطالعه نمودند. آنها برای اندازهگیری وزن مخصوص از پنترومتر، عمق شیار از دو میله 1 متری به همراه طناب و خطکش، و برای اندازهگیری عمق لاشبرگ از یک میله 2 متری با فواصل مدرّج 5 سانتیمتری استفاده نمودند. آنها به این نتیجه رسیدند که پس از تردد کاهش لاشبرگ معنیدار نبود اما وزن مخصوص بهطور معنیداری افزایش یافت. آنها همچنین نتیجه گرفتند که در اثر تردد شیاری به عمق 8/7-3/15 سانتیمتر در خاک و در ارتباط با تعداد تردد ایجاد شد.
Trautner و Arvidsson (2003) به اندازهگیری کوبیدگی و جابجایی خاک در اثر تردد ماشینآلات در سوئد پرداختند. در این تحقیق برای اندازهگیری میزان جابجایی خاک از دستگاهی استفاده شد که بر اساس فشار و ارتفاع ستون مایع استوار بود و در نهایت به این نتیجه رسیدند که در تردد یکسان با افزایش بار محور، میزان کوبیدگی و جابجایی خاک افزایش یافت.
Williamson و Neilsen (2003) به ارزیابی اثر کوبیدگی و استفاده از کود بر رشد نهالهای اکالیپتوس در استرالیا پرداختد و به این نتیجه رسیدند که کوبیدگی سبب افزایش وزن مخصوص خاک و کاهش رشد ریشه شد.
Rohand و همکاران (2003) به مطالعه تغییر در برخی از خواص فیزیکی خاک پرداختند. آنها در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که در اثر چوبکشی خاک کوبیده شده که پیامد آن افزایش وزن مخصوص، کاهش حفرات بزرگ، کاهش تهویه خاک و ظرفیت نگهداشت آب بود. آنها برای نمونهگیری خاک از سیلندرهایی به ابعاد 15 سانتیمتر طول و 56/3 سانتیمتر قطر استفاده نمودند.
Arna´ez و همکاران (2004) به مطالعه رواناب سطحی و فرسایش خاک روی جادههای شنریزی شده از طریق شبیهسازی بارندگی در اسپانیا پرداختند. آنها در این مطالعه بستر جاده، شیروانی خاکبرداری و شیروانی خاکریزی از طریق ایجاد پلاتهای فرسایش را مورد مطالعه قرار داده و به این نتیجه رسیدند که میزان هدررفت خاک در شیروانی خاکبرداری به دلیل شیب زیاد بیشتر از دو بخش دیگر بوده است.
Berli و همکاران (2004) کوبیدگی خاکهای کشاورزی و جنگلی ناشی از تردد ماشینآلات سنگین را اندازهگیری و در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که در اثر تردد ماشینها وزن مخصوص به طور معنیداری افزایش یافته و حفرات بزرگ خاک کاهش معنیداری پیدا نمود.
Horn و همکاران (2004) اثرات وسایل مدرن جنگلداری بر خواص فیزیکی خاک در آلمان را مطالعه نمودند. آنها به این نتیجه رسیدند که استفاده از ماشینهای بهرهبرداری سبب ایجاد شیار عمیق تا عمق 20 سانتیمتری و متناسب با تعداد تردد شد. علاوه بر این مقاومت خاک افزایش و نفوذپذیری هوا به میزان 30-40% کاهش مییابد.


پاسخ دهید